لطف على سليمى
51
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
خاتم الأنبياء وامامان معصومين عليهم السّلام هستند كه مقربترين بر پيشگاه قدس الهى مىباشند واينها هستند كه در عهد وپيمان خود با خدا هيچ انحرافى نداشتند واينها بودند كه در مقابل اين همه ظلم وستمى كه از سوى حكام وقت بر آنها روا مىشد ولى كوچكترين سستى در عهد وپيمانشان با خدا حاصل نمىكردند . اين حسين عليه السّلام بود كه در وفاى به عهدي كه با خداوند رحمان داشت تمام جوانان ويارانش را فدا كرد وعهدش را با خدا تثبيت نمود ، همان گونه كه فاطمه ، على ، حسن ، على ، محمد ، صادق ، موسى كاظم ، على ابن موسى الرضا ، محمد تقي ، على النقى ، حسن عسكرى زندگانى وأولاد وتمام محسنات دنيوي را فداى راه حق بر عليه باطل نموده واز جان خود گذشتند . در واقع مىتوان گفت : اينهايند معنى « لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً » اينها صاحب شفاعت هستند كه با خداوند رحمن عهد وپيمان بستند ودر راه وفاى به عهد خود ويارانشان را فدا كردند . لغت شفع وشفاعت تنها داراى معاني ظاهري نيست ، بلكه معاني عميقى دارد . كلمه شفع وشفاعت هر دو مصدرند وبه معنى منضم كردن چيزى به چيزى مىباشد . راغب گويد : « الشّفع ضمّ شئ إلى مثله » در أقرب الموارد آمده است : « شفّع العدد : صيّره زوجا اى أضاف إلى الواحد ثانيا » ظاهرا شفاعت را از آن جهت شفاعت گويند كه شفيع خواهش خويش را به ايمان وعمل ناقص طرف منضم مىكند وهر دو مجموعا پيش خدا اثر مىكند ، با در نظر گرفتن اينكه انگيزاننده شفيع خداست وأو دستور داده چنين خواهشى بكند « 1 » . مثلا رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با اجازه خدا خواهش خويش را كه در نزد خداوند بسيار ارزش دارد ، با عمل ناقص مؤمن توأم كرده واز خدا مىخواهد كه أو را بيامرزد . به
--> ( 1 ) قاموس قرآن ، لغت شفع .